شيخ حسين انصاريان

83

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

گفت : گوگرد پارسى به چين خواهم برد ، شنيدم كه آنجا قيمت عظيم دارد و از آنجا كاسهء چينى به روم آرم و ديباى رومى به هند و پولاد هندى به حلب و آبگينهء حلبى به يمن و بُرد يمانى به پارس و از آن پس ترك تجارت كرده به دكّانى بنشينم ، چندان از اين ماليخوليا فرو خواند كه بيش از آن طاقت گفتنش نماند ! ! پس گفت : اى سعدى ! تو نيز سخنى بگوى از آنچه ديده و شنيده‌اى . گفتم : آن شنيدستى كه در اقصاى غور * بار سالارى بيفتاد از ستور گفت چشم تنگ دنيا دوست را * يا قناعت پر كند يا خاك گور موسى و درويش موسى عليه السلام درويشى را ديد كه از برهنگى به ريگ اندر شده گفت : اى موسى ! دعايى كن ، تا خداوند عزّوجل مرا كفافى دهد كه از بىطاقتى به جان آمده‌ام ، موسى عليه السلام دعا كرد و رفت ، پس از چند روز كه باز آمد ، او را ديد گرفتار و خلقى انبوه به روى گرد آمده ، حالش پرسيد . گفتند : خمر خورده و عربده كرده و كسى را كشته و اكنون به قصاص او وى را داشته‌اند . آن كه هفت اقليم عالم را نهاد * هر كسى را هر چه لايق بود داد گربهء مسكين اگر پر داشتى * تخم گنجشك از جهان برداشتى وان دو شاخ گاو اگر خر داشتى * آدمى را نزد خود نگذاشتى « 1 » موسى عليه السلام به حكمت و عدل جهان آفرين اقرار كرد و از تجاسر خويش استغفار . [ وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ ] « 2 » .

--> ( 1 ) - سعدى . ( 2 ) - شورى ( 42 ) : 27 .